تبليغاتX
"" بهترین لینک ها را از ما بخواهید ""

"" بهترین لینک ها را از ما بخواهید ""

صغرا خانم فداکار

صغرا خانم فداکار

 

سرپرست وزارت آموزش و پرورش می گوید کتاب درسی دختران و پسران باید جدا

شود  البته  اینکه  چرا خداوند بزرگوار  برای دختر ان و پسران و مردان و زنان یک

 کتاب فرستاده از اسرار است و اسرار الهی را نه سرپرست وزارت آموزش و پرورش

 میداند نه دختر ان و پسران. حتمالاً در کتاب درسی دختران داستان دهقان فدا کار

 این گونه خواهد  شد :

 

... صغرا خانم فدا کار خیلی ناراحت شد

 اول خواست پیراهنش را در بیاورد ببندد به چوب دستی و آتشش بزند .

 بعد یادش آمد لخت میشود و ا گر چشم مسافران نا محرم به او بیفتد

 خدا او را با چوب دستی اش در آتش جهنم می اندازد

. بعد خواست چادرش را استفاده  کند یاد موهاش افتاد.

سپس متوجه شد لازم نیست مثل مرد ها به هر بهانه ای لخت بشود،

نفت فانوسش را ریخت روی چوب دستی چوب دستی را آتش زد

و چون دویدن برای زن بد است سلانه سلانه به طرف قطار

 رفت اما دیگر دیر شد ه بود

 و قطار با سنگها برخورد  کرد

 و همه ی مسافران شهید شدند

. انا الله و انا الیه راجعون

+نوشته شده در 87/04/01ساعتتوسط احمد عطایی |
درس خواندن در دانشگاه های ایران
 f3su4o
شروع ترم

2vuc754
یک هفته بعد از شروع ترم

2anww4
دو هفته بعد از شروع ترم

2q8rivq
قبل از میان ترم

143fjty
در طول امتحان میان ترم

20959mr
بعد از امتحان میان ترم

344cd5l
قبل از امتحان پایان ترم

ehesxt
اطلاع از برنامه پایان ترم

9r3q8i
7 روز قبل از پایان ترم

122osw6
6 روز قبل از پایان ترم

ogjree
5 روز قبل از پایان ترم
iy0hkz
4 روز قبل از پایان ترم

167429v
2 روز قبل از پایان ترم

2lj6nna
1 روز قبل از پایان ترم

xm1xe8
شب قبل از امتحان

iwrdwy
1 ساعت قبل از امتحان

69j7yx
در طول امتحان

4hqjar
هنگام خروج از سالن امتحان

20959mr
بعد از امتحان
+نوشته شده در 87/04/01ساعتتوسط احمد عطایی |
معما های طنز
» اگر اسکلت از بالاي ديوار به پائين بپرد چه مي شود ؟ - هيچ وقت اينکار را نمي کند ، چون جگر نداره »

ژاپني ها به گوساله چه مي گويند ؟ - ني ني گاوا !! »

فرق بين عينک و تفنگ چيست ؟ - عينک را مي زنند و مي بينند ولي تفنگ را مي بينند و مي زنند »

دندان کرسي چه فايده اي دارد ؟ - در زمستان ما را گرم مي کند »

 چرا آب هنگام جوشيدن قل قل مي کند ؟ - چون ميکروبهاي آن مي سوزند و فرياد مي کشند »

اگر قلب کسي ايستاد چه مي کنيم ؟ - برايش صندلي مي گذاريم »

اگر يک زنبور داخل دهان گربه رود ، گربه چه مي گويد ؟ - ميوز ...... ميوز »

چرا دوچرخه خودش نمي تواند بايستد ؟ - چون خيلي خسته است. »

چطور ميشود چهار نفر زير يک چتر بايستند و خيس نشوند ؟ - وقتي هوا آفتابي باشد. »

چطور مي توان يک پرنده را به راحتي کشت ؟ - آن را از بالاي صخره به پائين پرتاب مي کنيم. »

 چرا بعضي ها نمي توانند يخ درست کنند ؟ - چون هميشه دستور العمل تهيه را فراموش مي کنند.

+نوشته شده در 86/09/20ساعتتوسط احمد عطایی |
اين و چطوري حلش مي کني؟

فقط يک سؤاله، پس وقت بذار و درباره اش فکر کن.
از بچه هاي پيش دبستاني اين سؤال پرسيده شد :
«اتوبوس توي اين شکل به کدوم طرف ميره؟»

                  

با دقت به شکل نگاه کن.
مي توني جواب بدي؟
(جواب هاي ممکن چپ يا راست هست)
درباره اش فکر کن

هنوز نمي دوني؟
باشه، من بهت ميگم.
بچه هاي پيش دبستاني همگي جواب دادند : «چپ»
وقتي ازشون پرسيدن : «چرا فکر مي کنيد اتوبوس داره به طرف چپ ميره؟»
اونا جواب دادن :
«چون تو نمي توني در رو ببيني.»
الآن چه احساسي داري؟؟؟
مي دونم، منم همينطور.

+نوشته شده در 86/08/27ساعتتوسط احمد عطایی |
روزی روزگاری...

روزی روزگاری در جزیره ای دور افتاده،تمام احساسها کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می کردند . 

 خوشبختی ، پولداری ، عشق ، دانایی ، صبر، غم ، ترس ، و ... هر کدام به روش خود   می زیستند ، تا اینکه یه روز دانایی به همه گفت: هرچه زودتر این جزیره را ترک کنین، زیرا به زودی آب این جزیره را خواهد گرفت و اگر بمانید غرق می شوید  تمام احساسها با دستپاچگی قایقهای خود را از انبار خونه شون بیرون آوردند و پس از عایق کاری و اصلاح پاروها، آنها را به آب انداختند و منتظر روز حادثه شدند روز حادثه رسید.

 همه چیز از یک طوفان بزرگ شروع شد و هوا به قدری خراب شد که همه به سرعت سوار قایقها شدند و پاروزنان جزیره رو ترک کردند. 

 در این میان، ”عشق“ هم سوار بر قایقش بود، اما به هنگام دور شدن از جزیره، متوجه حیوانات جزیره شد که همگی به کنار ساحل آمده بودند و ”وحشت“ را نگه داشته بودند و نمی گذاشتند که او سوار بر قایقش شود."عشق“ سریعا برگشت و قایقش را به همهً حیوانها و ”وحشتِ“ زندانی شده توسط آنها سپرد.

 آنها همگی سوار شدند و دیگر جایی برای ”عشق“ نماند. قایق رفت و ”عشق“ تنها در جزیره ماند. جزیره لحظه به لحظه بیشتر زیر آب می رفت و ”عشق“ تا زیر گردن در آب فرو رفته بود. او نمی ترسید زیرا ”ترس“ جزیره را ترک کرده بود. اما نیاز به کمک داشت فریاد زد و از همه  احساسها کمک خواست.

  اول کسی جوابش را نداد.

  در همان نزدیکیها، قایق دوستش”پولداری“ را دید و گفت: ”پولداری“ عزیز، به من کمک کن؟ پولداری“ گفت: متأسفم ، قایق من پر از پول و شمش و طلاست و جای خالی ندارد “

 

عشق“ رو به سوی قایق ”غرور“ کرد و گفت: مرا نجات میدهی ؟

“ غرور“ پاسخ داد: ”هرگز، تو خیسی و مرا خیس می کنی“


عشق“ رو به سوی ”غم“ کرد و گفت: ای ”غم“ عزیز، مرا نجات بده“

اما ”غم“ گفت: متاسفم ”عشق“ عزیز، من اونقدر غمگینم که یکی باید بیاد و خودمو نجات بده


در این بین ”خوشگذرانی“ و ”بیکاری“ از کنار عشق گذشتند،

 ولی عشق هرگز از آنها کمک نخواست

 

از دور ”شهوت“ را دید و به او گفت شهوت عزیز، من را نجات میدی ؟

 شهوت پاسخ داد: هرگز .... برو به درک .....سالها منتظر این لحظه بودم که تو بمیری! ... حالا بیام نجاتت بدم ؟

 

 عشق که نمی تونست ”ناامید“ باشه، رو به سوی خدا کرد   و گفت: خدایا... منو نجات بده

 ناگهان صدایی از دور به گوشش رسید که فریاد می زد:

 

نگران نباش من دارم به کمکت می آیم ،عشق آنقدر آب خورده بود که دیگه نمی توانست روی آب خودش را نگه دارد و بیهوش شد

 

 پس از به هوش آمدن، با تعجب خودش را در قایق ”دانایی“ یافت. آفتاب در حال طلوع مجدد بود و دریا آرامتر از همیشه. جزیره آرام آرام داشت از زیر هجوم آب بیرون می آمد

زیرا امتحان نیت قلبی احساسها دیگه به پایان رسیده بود  

عشق برخاست به ”دانایی“ سلام کرد و از او تشکر نمود دانایی پاسخ سلامش را داد و گفت: من شجاعتش“ را نداشتم که به سمت تو بیایم .  شجاعت هم که قایقش دور از من بود، نمی توانست برای نجات تو راهی پیدا کند. پس می بینی که هیچکدام از ما تو را نجات ندادیم !  یعنی اتحاد لازم را بدون تو نداشتیم .  تو حکم فرمانده بقیه ء احساسها را داری 

 

عشق“ با تعجب گفت:  پس اون صدا کی بود که بمن گفت برای نجات من میاد ؟"
دانایی گفت : او زمان بود. عشق با تعجب گفت : زمان ؟ !

دانایی لبخندی زد و پاسخ داد : بله ، ”زمان“....
چون این فقط ”زمان“ است که لیاقتش را دارد تا بفهمد که .....
. ”عشق“ چقدر بزرگ است

+نوشته شده در 86/08/16ساعتتوسط احمد عطایی |
فکر می کنید دخترها و پسرها چطور نیمرو درست می کنند؟

دخترها:

1- توي ماهيتابه روغن ميريزن
2- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
3- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
4- چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها:
1- توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
2- توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
3- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
4- توي ماهيتابه روغن ميريزن
5- توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
6- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
7- چند تا فحش ميدن
8- دنبال كبريت ميگردن
9- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
10- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)
11- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
12- تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
13- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
14- ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
15- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
16- روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
17- تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
18- دنبال نمكدون ميگردن
19- نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
20- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
21- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
22- صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
23- نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
24- بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
25- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
26- توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
27- با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
28- صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
29- سريع برميگردن توي آشپزخونه
30- تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
31- ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
32- دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
33- قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37- ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
38- روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
40- نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45- نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
 

 

+نوشته شده در 86/04/20ساعتتوسط احمد عطایی |
سرگذشت اختراع زنان و مردان!

 

مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد.

زن مکالمه را کشف کرد و شايعه اختراع شد!

مرد قمار را کشف کرد و کارت‌هاي بازي را اختراع کرد.

زن کارت‌هاي بازي را کشف کرد و جادوگري اختراع شد!

مرد کشاورزي را کشف کرد و غذا اختراع شد.

زن غذا را کشف کرد و رژيم غذايي را اختراع کرد!

مرد دوستي را کشف کرد و عشق اختراع شد.

زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!

مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد.

زن پول را کشف کرد و « خريد کردن » اختراع شد!

 از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را کشف و اختراع کرد.

ولي زن همچنان مشغول خريد بود!

+نوشته شده در 86/02/15ساعتتوسط احمد عطایی |
مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست
مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد...

*

مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

*

مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!

مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ...

*

مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...

*

مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.

*

مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده.

*

مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...

*

مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!

*

مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟

*

يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.

*

مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer

*

مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!

*

مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟

*

مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟

+نوشته شده در 86/02/05ساعتتوسط احمد عطایی |
سه ایرانی و سه آمریکایی

این داستان طنز زیبا  نشان از کمال هوشمندی و ابتکار و خلاقیت و نبوغ هموطنان ایرانی بخصوص در مورد استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی دارد.

 سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.

همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.

بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.

سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا

+نوشته شده در 86/02/02ساعتتوسط احمد عطایی |
تفاوت مغز زن و مرد
بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي .
دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم , تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه ."
"اين عمل ، كاملا در مرحله أزمايش ، ريسكي و خطرناكه ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره, بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين ."
اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن , بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد :" خب , قيمت يه مغز چنده؟";

                                           


دكتر بلافاصله جواب داد :"۵ میلیون تومان براي مغز يك مرد و 200هزار تومان براي مغز يك زن ."
موقعيت نا جوري بود , آقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخند ن و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدن !
بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آرزوي همه بود از دهنش پريد كه : "چرا مغز آقايون گرونتره ؟ "
دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه : " اين قيمت استاندارد عمله ! بايد يادآوري كنم كه مغز خانمها چون استفاده ميشه، خب دست دومه و طبيعتا ارزونتر !!

+نوشته شده در 85/01/14ساعتتوسط احمد عطایی |
طنز زنانه

 

به زن بودن خود افتخار کنید :

1) مجبور نیستید سرکار بروید .

2) براحتی وبا اعتماد به نفس هر وقت که لازم بود گریه می کنید تا غصه ها و غم ها را در دل خود نریزید .

3) عمرتان طولانی تر از مردان است .

4) آن قدر حرف برای گفتن دارید که هیچ وقت کم نمی آورید .

5) همیشه به دوست ناب برخورد می کنید بر عکس مردان !

6) بزرگ شده اید و کمتر برای طرفداری از تیم قرمز و آبی جلز وولز می کنید و کرکری می خونید .

7)عشق وهنر را شما ابداع کردید !

8)حق تقدم با شماست !

9) هرگز از فرط خشم نعره نمی کشید ( معمولا )

10) نام هر گل زیبایی که در طبیعت است روی شما می گذارند .

11) نیم بیشتر صندلی های دانشگاه ها را شما اشغال کرده اید !

12) ضعیف کش نیستید !

13) همیشه از سن خود جوانترید و کسی جرات ندارد سن شما را بپرسد .

14) بهشت زیر پای شماست !

15) همیشه تمییز و مرتب وخوشبویید !

16) همیشه مقداری پول برای روز مبادا دارید که هیچکس از جای آن با خبر نیست !

17) مجبور نیستید از این خانه به خانه بروید و خواستگاری کنید و در خانه می نشینید تا دیگران با کلی خواهش و گل وهدیه از شما کسب اجازه کنند !

18) مجبور نیستید کار های سنگین انجام دهید چون شما خانومید !
+نوشته شده در 84/08/14ساعتتوسط احمد عطایی |
علت دروغ گفتم مرد ها
روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه
وقتي در حال گريه كردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟
هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت. " آيا اين تبر توست؟" هيزم شكن جواب داد: " نه

فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه
فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟

جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد
يه روز وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. ()

هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟
اوه فرشته، زنم افتاده توي آب

فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟

 هيزم شكن فرياد زد :" آره "

فرشته عصباني شد. " تو تقلب كردي، اين نامرديه

هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. ميدووني، اگه به جنيفر لوپز " نه" ميگفتم تو ميرفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز "نه" ميگفتم تو ميرفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم ميگفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره

+نوشته شده در 83/04/22ساعتتوسط احمد عطایی |
بخوانید و بخندید

اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه

عاشقانه

يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم. هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود

 جوک 

اقای X ميره تو صف نونوايي، شاطره ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. اقای X ميگه: ببخشيد ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه

رمانتيک

وقتی صدای اس ام اس ميادیا می بینی کسی واست آف گذاشته معنيش اينه که يکی به يادته

 

 پروانه ای شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد تو نيز خاموش شوي

آفلاين باحال و توپ

 اگه فرهاد شيرين رو يادش بره. اگه مجنون ليلي رو يادش بره. اگه پرنده پروازو يادش بره من هيچ وقت.........هيچ وقت پول کارت اينترنتهايي را که خريدم و برات آف گذاشتم يادم نمي ره

 جمله عاشقانه

 شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم عاشقانه هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند

پيام کوتاه

جوک اصفهان

 اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه

 جمله رمانتيک خدايا خدايا : من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري ! پس اي خدا! هيچ مي داني که بزرگوار آن است که گمشده اي را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج ياري تو ، رحمت تو ، توجه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهرباني تو ، و در يک کلام ... محتاج توام ! عاشقانه براي عشق تو در قلبم سه کوه ساختم اولي کوه وفا دومي کوه صداقت سومي....... کوهي که هر وقت بهم گفتي دوست ندارم از اون بندازمت پايين

عشقولانه عشق گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولي وقتي به تنهايي گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم موندو هم دم و مونسم شد

اگه تونستی پر کلاغ ها رو سفید کنی برف رو سیاه کنی یه بوسه به آتش بزنی یه نفس عمیق زیر آب بکشی اون موقع من می تونم تو رو فراموش کنم

 عاشقانه

من 15 تا تو را دوست دارم 7 بهشت 7 آسمان 1 دنیا

شعر دوستي شوخي سرد آدمهاست بازي شيرين گرگم به هواست واسه كشتن غرور من و تو دوستي توطئه ثانيه هاست عاشقانه نه!نرو!صبر کن قرارمان اين نبود بايد سکه بيندازيم اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم .....صبر کن سکه بيندازيم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو

عشقولانه

 پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين عشق سوختن آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت

سرکاری

 میتونم یه چیزی بهت بگم؟ مطمین باش که از ته قلبم میگم... همیشه از خدا میخواستم که تو زندگیم یه همراه خوب بهم بده.. . همراهی که همیشه کنارم باشه و بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم... خدا یکیشو به من داد.... مال من نوکیاست... مال تو چیه؟

 جوک بسيجی

 از يه بسيجيه سوال ميکنن : دو خط موازي چيه؟ ميگه:دو خط موازي دو خطي هستند که هيچ گاه به هم نميرسن مگر به دستور مقام معظم رهبری

 آفلاين

عاشقانه دقايقي تو زندگيت هست که دلت براي کسي اونقدر تنگ ميشه که دلت ميخواد اونو از تو رويات بيرون بکشي و توي دنياي واقعي با تمام وجوت بغلش کنی شعر عاشقانه شب هاي هجران را سحر کن/ به عشق خود دلم را شعله ور کن/در اين شبهاي سرد بي ترنم لبانم را پر از شير و شکر کن/دل ما چشم در راه تو مانده است سفر را اي پرستو مختصر کن در نگاه كساني كه پرواز را نمي فهمند ، هر چه بيشتر اوج بگيري كوچكتر خواهي شد

جالب

 donya miaei dare goshet "azan" migan , vaghti mordi barat "namaz" mikhonan vaghti be , cheghadr kotahe faseleye "namaz" ta "azan"

اگرمی خواهید دیگران را هرس بدهید ....

 1.قبل از شروع امتحان از اطرافيانتان چند تا سوال پيچيده که در پاورقي بوده بپرسيد... بعد وقتي همه رو به جون هم انداختيد با خيال راحت براي امتحان تمرکز کنيد... 2-وقتي زنگ آيفون را ميزنيد و در را برايتان باز مي کنند دوباره زنگ بزنيد و بگوييد: ممنون! باز شد! -3.وقتي ميخواهيد تلویزون رو خاموش کني صداشو تا آخرين شماره ببريد بالا تا نفر بعدي که مياد روشن کنه برق از سه فازش بپره!

 عشق

عشق مثل يک ساعت شني مي ماند همزمان که قلب را پر مي کنذ مغز را خالي مي کند!!

جالب

احمدی نژاد به 3 دلیل می خواد اسم ایران رو عوض کنه:

 1. ایران اسم زنه 2. عراق بهش تجاوز کرده 3. امریکا بهش نظر داره

جوک جالب

 به عکس زير با دقت نگاه کن. چي نمي بيني؟ هيچي؟.......... دوباره نگاه کن. بازم هيچي؟ تو هيچي نوفهمي... اين عکس خرزو خان بيد ديگه شعر سكوتم را به باران هديه كردم//، تمام زندگي را گريه كردم//، نبودي در فراق شانه هايت// به هر خاكي رسيدم تكيه كردم

 عاشقانه

 همين روزا ميان دست گيرت مي کنن دست بند به دست ميان مي برنت جزئيات جنايت هنوز مشخص نيست اما .....اثر انگشتت روي قلب شکستم مونده

 ضد حال

 جیگرم! نفسم! عشقم! نازم! زندگیم !خوشگلم! ماهم! فدات بشم! بمیرم برات الهی !!! بهتره دیگه از کنار آینه برم کنار

 بسیجی موبایلشو میزاره رو پیغام گیر می گه لطفا پس از شنیدن دعا ی کمیل پیغام خود را بگذا رید

 سرکاری

 آسمان را مي نگرم تو را ميبينم خورشيد را مي نگرم تو را ميبينم ماه را مي نگرم تو را ميبينم خوب مسخره از جلوم برو كنار ديگه !

ضرب المثل های جوکی

 چاه مكن بهر كسي ، خسته ميشي....ديگ به ديگ چيزي نمي گه....شلوار مرد كه دو تا شد ، حال مي كنه....گر صبر كني ، زير پات علف سبز مي شه....صلاح مملكت خويش ، رئيس جمهور داند.....جوجه رو هروقت بشمري جيك جيك مي كنه.....عيسي به كيش خود ، موسي به بندر عباس....كوه به كوه مي رسه ، ميّت رو زمين نمي مونه....آشپز كه دوتا شد هيچ كدوم غذا درست نمي كنن....پاتو از گليمت درازتر نكن ، پات دراز مي شه شلوار به پات كوتاه مي شه

Love L: لنگت پيدا نميشه O : عمرمي V : وجودمي E : انگار اشتباه فرستادم

 آفلاین عشق

  اگه معلم جغرافی بودم اسمتو رو بلند ترين قله ی دنيا می نوشتم اگه معلم ادبيات بودم اسمتو تو تمام شعرام می آوردم اگه معلم شيمی بودم اسمتو در گروه حلال ترين محلول ها قرار می دادم اگر معلم زيست بودم قلبت رو از مهربون ترين قلبها می نوشتم ...

 عشق و عاشقی :

 از شمع یک چیز آموختم:ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم

آف : عشق چیست ؟ به گل گفتم عشق چیست؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چيست؟ گفت از من زيبا تر به شمع گفتم عشق چيست؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چيستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم ... ghshange Send TO ALL

 شعر با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم /نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم

جوک بسیج

 بسيجي ميخواست عروسک بخره به صاحب مغازه ميگه ببخشيد آقا قيمت اين خواهرمون چنده؟

 شعر

 زندگي اجبار است .... مرگ انتظار است..... عشق يک بار است ..... جدايي دشوار هست ..... ياد تو تکرار هست ضد حال چشمهاي تو مثل درياست... اجازه ميدي جورابامو توش بشورم؟

 آفلاین احساساتی

 دخترک هميشه مي گفت:من براي نجابت وفا و زيباييت عاشق تو شدم پسرک براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد ...اسب سگ و يک پرنده زيبا! تا دخترک خواست دليل اينکار را بپرسد.... پسرک رفته بود براي هميشه

 سريال تلويزيون آرزومند قطع برق منزل شما در حين سريال نرگس..... با تشكر محمود شوكت

 آخوندی

 به آخونده ميگن در چه صورت بازي ورق مجاز ميشه. آخوند:باسه شرط زير:1- اسم شاه ولايت فقيه بشه 2-بي بي چادر سرش كنه3- سربازها عضو بسيج بشن

چند تا آدمن که تنشون ميخاره

1.اونايي که چشمک ميزنن ولي شماره نميدن 2.اونايي که شماره ميگيرن ولي زنگ نميزنن 3.اونايي که حموم نميرن 4.اونايي که آف‌ت رو واسه خودت ميفرستن

 قشنگ ترين آدم دنيا :دکتر محمود احمدي نژاد 3 - پيرترين آدم دنيا : علي دايي 4 - جواد ترين آدم دنيا :بنيامين 5 - با استعداد ترين بازيگر سينماي دنيا : محمدرضا گلزار 6 - بد بخت ترين آدم دنيا : دوست پسر 7 - ورزشکار ترين آدم دنيا (البته در رشته چتر بازي ): دوست دختر 8 - باحال ترين آدم دنيا : من 9 - ضايع ترين آدم دنيا : شک نکن که خودتي عاشقانه هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه To gavi ,khari,olaghi ,sagi,meymoni,shanpanzei,jojei ...vase forosh nadari آخرشه.. ....... salam man az edareye bargh mozahemetoon misham......shoma shakie khosoosi darin!!!!! akhe barghe cheshatoon ye nafaro koshte فاصله اذان تا نماز vaghti be donya miaei dare goshet "azan" migan , vaghti mordi barat , ""namaz" mikhonancheghadr kotahe faseleye "namaz" ta "azan" divoone oghdeyi. susul. efadei. tarsoo. damdami . asopas . razl .!!!!!! ashghal.moftkhor shaki sho0di?hala harfe aval 8 kalame bala ro kenare ham bezar ashgh Torke khab mibine dare bazi mikone ... Babasho mikoshe , Mire marhaleie bad . az khab mipare mibine babash neshaste jelosh ... Mige Ahhh "Save" nakardam

 ضدحال

اگه از کنار یه گنجشک رد شدی نپرید فکر نکن دوست داره!تو رو ادم حساب نکرده

عاشقانه

 اگه تو کوچه پس کوچ هاي دلم گم شدي.دنباله کسي نگرد که آدرس بهت بده چون غير از تو کسيي اونجا نيست اگه یه روز سراغم رو گرفتی و ازم خبری نشد سری بهم بزن احتمالا بهت احتیاج دارم

ضد حال

 دیشب تو را ز مستی تشبیه به ماه کردم / خاک تو سرم تو زشتی من اشتباه کردم راز شادي در لذت پاک بردن از چيزهاي ساده است

 عاشقانه

 ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش... ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟ نديدم بهاری / محبت ز ياری / دلم غرق خون شد / عجب روزگاری باحال

 دیروز : از پذیرفتن خانم های بدحجاب معذوریم!!! امروز: از پذیرفتن خانم ها، با شلوار کوتاه معذوریم!!! فردا : خواهشا با شلوار وارد شوید

عاشقانه

 khorshide eshghat tanam ra soozand / negahat ra sayebanam kon ضدحال

 اميدوارم در اين سال جاری پله های ترقی را يکی يکی طی بکشيد خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری

قشنگ

شباهت آقایون با آگهی بازرگانی چیست؟ شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیزی برای زمانی بیش از ۶۰ ثانیه دوام نمی آورد(البته خودم اصلاْ به این یکی اعتقاد ندارم)

 آخرشه.. .......salam....man az edareye bargh mozahemetoon misham......shoma shakie khosoosi darin!!!!! akhe barghe cheshatoon ye nafaro koshte

 عشقولانه

 مهم اين نيست که تو اَد ليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن. مهم اينه که تو قلبمون فقط 1 نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم آف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه

ضدحال

 برای ازدواج: زن باید نجیب باشه مثله اسب...! چشاش قشنگ باشه مثل آهو...! زیبا و با وقار باشه مثل طاووس...! ولی مرد ها فقط خر باشن کافیه

 تکرای

 خبر رسیده که یکی از فرشته های خدا گم شده. چند میدی لوت ندم؟؟؟

 جوک

 مرغ و خروس با هم میرن مغازه مواد پروتئینی. خروسه میگه ببخشین یك كیلو تخم مرغ بدین. فروشنده بهش میگه بابا شما دیگه چرا؟ مرغه با خجالت میگه آخه ما هنوز نامزدیم

جديدترين جمله عاشقانه

 انرژی هسته ای من هستی عزیزم!!

  باحال

تبليغات کرم موبر : قبل از مصرف : ميرزا کوچک خان- بعد از مصرف : رونالدو - مصرف نادرست : رفسنجانی

 خصوصيت آقايون

1. خوشگل تر از خودشون نميتونن ببينن. 2. هر روزي كه باهاشون اشنا شي 3 روز بعد به طور اتفاقي تولدشونه. 3. دوست ندارن دم ويتريناي مغازه ها وايسن كه دوست دخترشون از چيزي خوشش بياد مجبور شن پولاشونو خرج كنن. 4. روز تولد دوست دختراشون يا مسافرتن يا ماموريت. 5. هر وقت دير ميكنن به جون مامانشون تو ترافيك بودن. 6. اگه راجع به سربازي يا دانشگاه ازشون بپرسي تب 40 درجه ميكنن. 7. همشون دوست دختر ندارن چون يا مرده يا بهشون خيانت کرده

 عاشقانه

 اگر مي توانستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي

 شعر

 شعر زير را دنبال هم بخوانبد : (( ميازار موری که دانه کش است که جان دارد و .. جانم به قربانت ولی حالا چرا .. عاقل کند کاری که باز .. آيد به کنعان غم مخور کلبه‌ی احزان شود روزی .. ز سر سنگ عقابی به هوا .. خواستن توانستن است...

جمله عاشقانه

هميشه غمگين ترين و رنجورترين لحظات انسان توسط كسي ساخته مي شود كه شيرين ترين و شاد ترين لحظات را براي او ساخته است زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است..... اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است...... اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه آسمان سربي رنگ /من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ/مي پرد مرغ نگاهم تا دور /مي زند غم به دل من آهنگ/آه باران باران شيشه ي پنجره را باران شست / از دل من اما چه کسي نقش تو را خواهد شست فرخنده ميلاد باسعادت دومين گوسفند شبيه سازي شده بر شما و ساير گوسفندان اين مرز و بوم مبارک باد

 سلام اين اس ام اس صرفآ جهت يادآوري به شما براي مسواک  و ارزش قانوني ديگه اي نداره . شب بخير

 عشق یعنی بزرگ کردن یک چیز به اندازه دنیا و کوچک کردن دنیا به اندازه یک چیز

به یکی می گن نظرت راجب 4 معقوله شعور .عقل.فکر و درک چیه؟ می گه ما به اینا می گیم چهار محال بختیاری

امروز روز خوشتیپ ترین دوست . تو هم مثل من این اس ام اس رو واسه کسی بفرست که مطمینی هیچ کس این روز رو بهش تبریک نمی گه!ثواب داره

 چشمهاي درشت و زيبايت را که به من ميدوزي وبا لبهاي زيبا آواز ميخواني، احساس ميکنم که بيش از هميشه عاشقت هستم ، تو زيباترين قورباغه ي اين برکه اي

 یه ضرب المثل چینی

 می گه :اگه یه خر بوست کنه بهتره تا یه بوس خرت کنه (یه بار دیگه بخونش ولی این دفعه خوب بهش فکر کن)

 

روباه میره زیر درخت به کلاغه میگه به به چه سری چه دمی ...کلاغه میگه زر نزن من خودم دوم دبستان

يك بنده خدايي كله‌ش عين كف دست بوده، فقط دور تا دور به عرض 5 سانت مو داشته! خلاصه اين بابا ميره سلموني، يارو ازش ميپرسه: چه مدلي بزنم قربان؟ ميگه: دورشو كوتاه كن، وسطشم تي بكش!!!

 خدا رو دوست دارم که حرف دل آدما رو سند تو آل نمیکنه... خدا رو دوست دارم چون آیدیش همیشه روشنه... خدا روست دارم چون هیچکس رو ورود ممنوع نمیکنه...

 لره ميره مسابقه 20 سوالي مجري به كرده ميگه جواب سوال يه حيوونه شما شروع كنين به پرسيدن لره شروع ميكنه: 1 ميتانم بگيرمش ؟ مجري ميگه بله لره ميگه : پلنگه ، بازه ، چيتايه ، غزاله، يوز پلنگه ، عقابه ، … مجريه داغ ميكنه ميگه نه آقا اينا نيست 10 تا از سوالات تموم شد ده تا ديگه بپرس لره ميگه : ميتانم با يه دست بلندش كنم مجري ميگه : بله لره شروع ميكنه كه : فيله ، اسب آبيه ، واله ، كرگدنه ، نهنگه ،… مجري ميگه خير شما باختين جواب سوال ( قورباغه ) بوده لره ميگه : به علي دانستم عارم آمد بگم

 اصفهاني يه با اتومبيلش وارد تعميرگاهي شدو به مکانيک گفت: لطفا يه استکان روغن توي موتور، يه ليوان آب توي رادياتور بريزين. مکانيک گفت: لاستيکاتون هم کم بادن اجازه بدين توش کمي سرفه کنم

یه روز یه اصفهانی ازدواج میکنه برای اینکه خرجش کمتر بشه تنها میره ماه عسل يه وزنه محکم از بالاي يه ساختمون مي افته روي پاي يه اصفهاني، اصفهاني داد ميزنه:آخ! کفشم، اوخ

بچه یه اصفهانی شکم درد میگیره میبرنش بیمارستان دکتره بعد از عمل از اتاق عمل میاد بیرونو میگه الحمد و لله عمل با موفقیت انجام شد و ما این سکه 5 ریالی رو از شکم بچه در اوردیم اصفهانیه میره جلو میگه آقای دکتر اول 5 ریال ما رو بدین حسابمون با هم قاطی نشه

یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش میرن کنار رودخونه برای پیک نیک که برای‎ ‎نهارشون سه تا تخم مرغ می برند! یدفعه پسرشون را آب ‏می بره که پدره داد می زنه:‏‎ ‎خانوم بچه رو آب برد ‏‎ ‎دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن!

یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه آقا شما را به خدا یقمو ول کنین گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشه

 يه بار يه اصفهانيه داشته با خانوادش از جلوي رستوران رد ميشده بوي خوب غذا رو احساس مي كنن. به بچه هاش ميگه بچا اگه بچاي خوبي باشين يه دفه ديگه هم از اينجا ردتون مي كنم.

+نوشته شده در 82/02/05ساعتتوسط احمد عطایی |